پیك موتوری بود
یبار كه یه تریپ بهش خورده بود تا یه چك بیس ملیونی رو نقد كنه، وسوسه شد و پولارو برداشت و در رفت
صاحاب پیك تو آگاهی آشنا داش
یه مأمور جوون آگاهی رو فرستادن در خونشون بعنوان خاستگار خاهرش
بعد چاهار ماه كه كار به عقد كشید، داداشه برا عقد خاهرش اومد محضر
همون جاهم آقا دوماد دستبند زدن به دست پسره و بردنش
همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد

اما كسی به فكر احساس له شده اون دختر نبود.