اونموقه ها تو دبستان روز اول مهر هفصدتا بچه رو تو حیاط نگه میداشتن و اسمارو از بلندگو میخوندن و كلاس بندی میكردن
دونفر همسن من بودن كه اسماشون دولابی و چاردولی بود
موقع خنده 699 نفر به اسمشون خعلی دلم براشون میسوخت