چن وخ پیش معركه گرفته بود و برا چن نفر تعریف میكرد:
تو نوجوونی از پدر و مادرش پرسیده كه به چه اجازه ای به دنیا آوردنش
محكومشون كرده بوده اصلن
میگفت: من هیچ وخ همچین اجازه ای رو به خودم نمیدم

دیروز زنشو دیدم
حامله بود.