هنسفیری گوشم بود داشتم قائم مقامو پیاده میومدم پایین كه یه خانومه با پراید هاچ بكش نگه داشت گف تا هفت تیر میرم سوار شو
با تعجب تشكر كردم و اونم رفت
چن دقه بعد دوباره دیدم نگه داشت گف هوا سرده چرا پیاده میری؟
گفتم ممنون من پیاده بیشتر حال می كنم
یه پك به سیگارش زد گف بیا سوار شو امشب با ما حال كن
ترسیدم - تشكر كردم - پریدم تو پیاده رو